محمد تقي جعفري
121
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
تا مسبب بيند اندر لا مكان هرزه بيند جهد و اكساب و دكان ( 1 ) تا بگردانم نظرهاشان ز تو در مرضها و سببهاى سه تو گفت يا رب بندگان هستند نيز كه بدرّند اين سببها اى عزيز چشمشان باشد گذاره از سبب بر گذشته از حجب از فضل رب سرمهء توحيد از كحّال حال يافته رسته ز علت و اعتلال ننگرند اندر تب و قولنج و سل راه ندهند اين سببها را به دل سه نوع مهم براى اطلاع و مشرف شدن به جريان علل و معلولات وجود دارد كه جلال الدين در ابيات فوق به طور اجمال بانها اشاره كرده است : نوع يكم - نفوذ در اعماق رويدادها و تحليل دقيق در بارهء تشخيص موقعيتهايى كه حقايق جهان هستى در گذرگاه خود به آنها مىرسند و عبور مىكنند . اين نوع بحسب اختلاف مراتب رشد انسانها ، داراى درجات پايين و بالا مىباشد . يك فرد از انسان مىبيند يك جامعه فاسد است ، فساد جامعه را مانند يك رويداد سطحى مىبيند كه از يك علت معين مثلًا ناشايست بودن رهبران فكرى ناشى شده است . اين اندازه توجه ساده او را قانع مىسازد و حس علت جويى او را اشباع مىنمايد . در صورتى كه فرد ديگرى پيدا مىشود و رويداد مزبور يعنى فساد جامعه را تحليل مىكند و آن را پديدهاى مىبيند كه مركب از صدها موضوع مختلف است ، مانند جنبه هاى اقتصادى و تعليم و تربيت و گرفتارى به جنگهاى داخلى يا خارجى و پوشالى بودن فرهنگ به طور كلى و خود باختگى افراد و منطقى نبودن رهبرى فكرى و اجتماعى . . . و ده ها بلكه صدها موضوعات از اين قبيل . آن گاه شروع مىكند به جستجوى علل هر يك و دسته بندى و تنظيم منطقى عناصر آنها . باز به تحليل خود ادامه مىدهد و استناد هر يك از آن علل را به عوامل مخصوص به خود كشف
--> ( 1 ) دفتر پنجم ، ص 305 بيت 26 و 27 . .